محمد محمدى گيلانى

70

شرح مناجات شعبانيه ( فارسى )

و حديثا گفتگوها كرده‌اند و مسالك و طرق گوناگونى را پيموده‌اند و هر طايفه ، مسلكى اختيار كرده و غير مختار خويش را ضلال و هلاكت دانسته است و مشاجراتى كه در ميان امت اسلامى راجع به اين مسأله درگرفت و در اواخر عهد صحابه مكتبه‌هاى متضادّى را بنيان نهاد و پيامدهاى اسف انگيزى را موجب گرديد ، بر آگاهان به ملل و نحل و آشنايان به تاريخ اسلام پوشيده نيست ، گروهى نفى تقدير و قضا كرده و همهء اعمال عباد را به مقتضاى نفى قضا و قدر منوط به مشيّت عباد و منقطع از مشيّت قادر متعال دانستند ، و ملتزم شدند كه برخى از آنچه را حضرت بارى مشيّت ندارد ، با مشيّت عباد پديد مىآيد و برخى را كه مشيّت دارد ، موجود نمىشود « و العياذ باللّه » و اين ظلم عظيم را عدل ناميدند ، و آنگاه قائل به تعطيل صفات در حضرت حق تعالى شدند و آن را توحيد ناميدند . و طائفه‌اى اثبات قضا و قدر نموده و به مقتضاى اين اثبات ، عباد را مجبور بر طاعت و معصيت دانسته ، و اعمال اختيارى آنها را مانند امواج دريا هنگام وزش باد بر آن پنداشتند ، و محققين آنها بدون هيچ شرمى تصريح كردند كه تكاليف الهى كلا تكليف ، ما لا يطاق ، است و اين نغمه شوم را با شكوه و تظلّم مترنّم بوده‌اند : « ألقاه في اليم مكتوفا و قال له اياك اياك ان تبتّل بالماء » و نظير اين آرا و ترّهات ، كه در اين مقال ، مجال نقل آنها نيست ، بلكه مقصد ما ، فقط اشاره به آنچه قرآن و عترت بيان فرموده‌اند و دربارهء اين ركن عظيم ايمان و مدار توحيد تبيين نموده‌اند :